درسنامه آموزشی اصول عقاید (3) کلاس دوازدهم معارف
درس 11: عدل الهی
دور فلکی یکسره بر مَنهَج عدل است
خوش باش که ظالم نَبرد بار به منزل
همه مسلمانان به عدالت خداوند ایمان دارند. در میان صفات خداوند تنها دو صفت جزء اصول دین قرار گرفته است: یگانگی خداوند (توحید) و عدل. علاوه بر اینکه عدل جزء اصول دین قرار گرفته، برای اثبات ضرورت معاد نیز از آن استفاده میشود. در این درس میخواهیم بدانیم صفت عدل دارای چه ویژگیها و امتیازاتی بوده که جزء اصول دین قرار گرفته است؟ و ایمان به عدالت خداوند چگونه با تفاوتها و تبعیضهایی که در جهان و در میان موجودات مختلف میبینیم سازگار است؟ چرا یکی فرشته شده و دیگری انسان؟ چرا یکی حیوان شده و آن دیگری نبات و آن یکی جماد؟
از تفاوتهای موجودات که بگذریم، در میان ما انسانها نیز تفاوتها بسیار است، یکی زشت است و دیگری زیبا؛ یکی فقیر است و آن دیگری ثروتمند؛ یکی علیل و دردمند است و آن دیگری سالم و با نشاط؛ این تفاوتها چگونه با عدالت خداوند هماهنگ است؟
برای وجود این تفاوتها و تبعیضها چه تحلیلی ارائه شده است؟
در آیات نورانی قرآن کریم و سخنان پیشوایان معصوم در این زمینه چه تبیینهایی ارائه شده است؟
عدل و اصول دین
مسلمانان در طول زمانهای متوالی شیعه را «عدلیه» یعنی معتقد به عدل، میشناختهاند. علّت این شناخت را باید در گفتوگوهایی جستوجو کرد که میان مسلمانان در تفسیر بعضی از آیات قرآن کریم صورت گرفته است. ابتدا به سراغ آیات نورانی قرآن کریم برویم و با تدبّر در آنها، به بعضی از سؤالات پاسخ دهیم.
اندیشه در آیات (صفحه 122 کتاب درسی)
پس از قرائت آیات، با تأمّل در آیات به سؤالات پاسخ دهید.
1) إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسَانِ وَ إِیتَاءِ ذِی الْقُرْبَی وَ یَنْهَی عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ الْبَغْیِ یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ (سورهٔ نحل آیهٔ 90)
خداوند به عدل، احسان و بخشش به نزدیکان فرمان میدهد؛ و از فحشا، منکر و ستم، نهی میکند؛ خداوند به شما اندرز میدهد، شاید متذکّر شوید.
2) لَا یُسْأَلُ عَمَّا یَفْعَلُ وَ هُمْ یُسْأَلُونَ (سورهٔ انبیاء آیهٔ 23)
[خدا] از آنچه میکند، بازخواست نمیشود و آنان بازخواست میشوند.
3) ...قُلْ إِنَّ اللَّهَ لَا یَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ... (سورهٔ اعراف آیهٔ 28)
…. بگو:«خداوند [هرگز] به کار زشت فرمان نمیدهد.»
4) إِنَّ اللَّهَ لَا یَظْلِمُ النَّاسَ شَیْئًا وَلَکِنَّ النَّاسَ أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ (سورهٔ یونس آیهٔ 44)
خداوند هیچ به مردم ستم نمیکند. ولی این مردم هستند که به خویشتن ستم میکنند.
با توجه به آیات فوق جاهای خالی را تکمیل کنید :
از آیهٔ اول استفاده میشود، خداوند به عدل رفتار میکند؛ زیرا …………. .
از آیهٔ دوم استفاده میشود، خداوند در انجام کارهایش …………… .
از آیهٔ سوم استفاده میشود، خداوند به بدیها ………………. .
از آیهٔ چهارم استفاده میشود، خداوند به بندگان ………………. .
عدل الهی و حسن و قبح ذاتی
گروهی از مسلمانان با استناد به آیهٔ «لا یُساَلُ عَمّا یَفعَلُ» معتقدند: خداوند در پاداش و کیفر دادن به بندگان، تنها براساس خواست و اختیار خود عمل میکند، نه براساس قانون مشخصی. در نتیجه در پاداش و کیفر دادن به بندگان، انجام هر اتفاقی ممکن است. مثلاً ممکن است در قیامت شخص فاسق و جنایتکاری را به بهشت ببرد و فرد صالح و نیکوکاری را به جهنّم! زیرا هر کاری که خداوند انجام دهد، نیکو، پسندیده و خوب است و به قول شاعر: هر چه آن خسرو کند شیرین بود.
شیعه با پیروی از امامان معصوم و فهم صحیح از آیات قرآن کریم، در مقابل دستهٔ اوّل معتقدند که خداوند براساس عدل میان بندگانش داوری میکند و هیچگاه نیکوکار را با بدکار یکسان قرار نمیدهد. عدل و ظلم به ترتیب در ذاتشان خوبی و بدی وجود دارد (حُسن و قُبح ذاتی) و عقل انسان نیز این خوبی و بدی را تشخیص میدهد (حسن و قبح عقلی). بر این اساس، افعال و صفات اخلاقی، صرف نظر از امر و دستور شارع، متّصف به خوبی (حسن) و یا بدی (قبح) میشوند.
تمثیل:
فرض کنید انسانهایی کاملاً بیگانه از فرهنگ و تمدّن بشری در نقطهای دور دست زندگی کنند و دو نفر از آنها با هم به شکار روند و به یک اندازه تلاش کنند و زحمت بکشند. آیا هنگام تقسیم شکار، تقسیم کننده میفهمد که:
- اگر به صورت مساوی و عادلانه تقسیم کند، دوستش رضایت خواهد داد؟ و در صورتی که سهم بیشتر را خود بردارد، دوستش ناراحت میشود؟ (عدل)
- اگر سهم بیشتر را به دوستش دهد، از مهربانی او خوشحال شده، تشکر میکند؟ (احسان)
- اگر سهم بیشتر را خود بردارد، دوستش ناراحت میشود و ممکن است اعتراض کند؟ (ظلم)
بدیهی است که پاسخ به این سؤالها مثبت است و بنابراین عدل و احسان، نیکو و زیبا و ظلم، زشت و قبیح است و چون عدل و احسان نیکو بودهاند، خداوند عدل و احسان را برگزیده است و بندگانش را به انجام آن فرمان داده است و به علّت زشتی و بدی ظلم، خداوند آن را ناپسند شمرده و بندگانش را نیز از انجام آن نهی کرده است.
فعالیت (صفحه 124 کتاب درسی)
الف) در کدامیک از موارد زیر عقل انسان به صورت مستقل، خوبی و بدی را درک میکند؟
1) پسندیده بودن امانتداری و ناپسندی خیانت
2) زیبایی راستگویی و زشتی دروغگویی
3) حرمت روزهٔ اول شوال و وجوب روزهٔ آخر رمضان
ب) تفاوت مورد سوم با دو مورد دیگر چیست؟
اثبات عقلی عدل الهی
عدل الهی از طریق قاعدهٔ «حُسن و قُبح عقلی» اثبات میشود. براساس این قاعده، عدل کاری پسندیده و زیبا و ظلم، کاری ناپسند و زشت است. خداوند از کار زشت و ناپسند منزّه و پاک است. کسانی که مرتکب ظلم میشوند، ظلم آنها ناشی از نقص آنها مانند جهل یا نیاز و مانند آنهاست. هیچیک از این نقصها، جهلها و نیازها در خدا وجود ندارند.
معنای عدل
عدل در لغت به معنای مساوات و برابری و نقطه مقابل آن جور و ستم است و در تعریف آن گفتهاند: «دادن حق به هر صاحب حقّی»، بنابراین معنای عدل، قرار دادن هر چیز در جای خود است.
این مطلب در سخنی از امیر مؤمنان (ع) نیز آمده است:
اَلعَدلُ یَضَعُ الاُمورَ مَواضِعَها
عدل هرچیزی را در جایگاه مناسب آن قرار میدهد.
تفکر (صفحه 125 کتاب درسی)
به نظر شما در چه صورت رعایت تساوی میان افراد مطابق با عدالت و در چه صورت مخالف با عدالت است؟
اقسام کلی عدل الهی
با توجه به جریان عدل الهی در حوزههای مختلف، به طورکلی اقسام عدل الهی عبارتاند از:
1. عدل تکوینی: خداوند به هر موجودی به اندازهٔ ظرفیت و شایستگیهای آن موجود از فضل و رحمت خویش بخشیده است و اعطای وجود و کمال به هر موجودی مطابق قابلیت آن موجود است. در روایات پیشوایان دین بر این نکته تأکید شده است که:
«بِالعَدلِ قامَتِ السَّماواتِ و الاَرضِ»
آسمان و زمین براساس عدالت برپا شده است.
2. عدل تشریعی: خداوند برای موجوداتی مانند انسان که به برنامه زندگی (دین) نیاز دارند، احکام و تکالیفی مقرّر کرده که این احکام دارای فواید و مصلحتهای واقعی (در واجبات و مستحبات) و یا ضررها و مفاسد واقعی (در محرّمات و مکروهات) است و این دستورات در حد وسع و توان آنان است.
3. عدل جزایی: خداوند در پاداش دادن به نیکوکاران براساس فضل خود عمل میکند و یک کار خوب را چندین برابر (متناسب با نیّت عامل) پاداش میدهد اما در مجازات و کیفر گناهکارانی که توبه نکرده و به اصلاح کار بد خویش نپرداختهاند، یک گناه را دو گناه یا بیشتر حساب نمیکند.
اندیشه در آیات (صفحه 126 کتاب درسی)
با تأمّل در آیات زیر ارتباط هر آیه را با نوع عدل تشخیص دهید.
1) إِنَّ اللَّهَ لَا یَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ وَ إِنْ تَکُ حَسَنَةً یُضَاعِفْهَا وَ یُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْرًا عَظِیمًا (سورهٔ نساء، آیهٔ 40)
خداوند [حتّی] به اندازهٔ سنگینی ذرهای ستم نمیکند؛ و اگر کار نیکی باشد، آن را دوچندان میسازد؛ و از نزد خود، پاداش عظیمی [در برابر آن] میدهد.
2) لِیُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلْیُنْفِقْ مِمَّا آتَاهُ اللَّهُ لَا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا مَا آتَاهَا سَیَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْرًا (سوره طلاق، آیه 7)
آنان که امکانات وسیعی دارند، باید از امکانات وسیع خود انفاق کنند و آنها که تنگ دستاند، از آنچه که خدا به آنها داده است انفاق کنند؛ خداوند هیچکس را جز به مقدار توانایی که به او داده تکلیف نمیکند؛ خداوند به زودی بعد از سختیها آسانی قرار میدهد.
3) شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلَائِکَةُ وَ أُولُو الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ (سوره آل عمران، آیه 18)
خداوند، [با ایجادِ نظامِ واحدِ جهانِ هستی] گواهی میدهد که معبودی جز او نیست؛ و فرشتگان و صاحبان دانش، [هر کدام به گونهای بر این مطلب] گواهی میدهند؛ در حالی که [خداوند در تمام عالم] قیام به عدالت دارد؛ معبودی جز او نیست، [که] هم توانا و هم حکیم است.
عدل تکوینی و نظام هستی
براساس جهانشناسی عقلی که حکیمان ارائه کردهاند، نظام هستی همانند هرمی است که در رأس آن «واجب الوجود» یعنی بالاترین مرتبهٔ وجود قرار دارد و در قاعدهٔ آن پایینترین مرتبهٔ هستی، یعنی عالم طبیعت قرار گرفته است. بین مرتبه واجب الوجود و عالم طبیعت موجودات دیگر براساس درجهٔ وجودیشان هر کدام در مرتبهٔ خاصی واقع شدهاند. وجود هر موجود تعیین کنندهٔ خصوصیات، رتبه و جایگاه اوست؛ به طوری که مرتبهٔ بالاتر علّت برای مرتبهٔ پایینتر بوده و از نظر رتبه بر آن مقدم میباشد. ترتیب و نظام موجودات در جهان هستی، همان وجود آنهاست که از جانب خداوند افاضه شده است. با این فرض اختلاف موجودات، همانند اختلاف اعداد است که هر عددی در جایگاه ویژهای قرار داشته جای آن قابل تغییر نیست. در عالم ماده نیز که اختلافات آنها براساس ویژگیهای آنهاست، هر موجود وابسته به علل خاصی است که تمام ویژگیهای خود را از آنها دریافت میکند.
اثبات عدل تشریعی
نگاهی به تکالیفی که خداوند برای بندگانش قرار داده است، به روشنی این مطلب را اثبات میکند که تکالیف الهی در راستای رسیدن انسان به سعادت دنیوی و اخروی است. هر امر واجب یا مستحبی مشتمل بر مصلحتهایی است که موجبات سعادتمندی و رستگاری در دنیا و آخرت را فراهم میکند و نیز هر امر حرام یا مکروهی در بردارندهٔ مفاسدی است که دین و دنیای انسان را تباه میکند. از سوی دیگر، تکالیف الهی به اندازه وسع و طاقت ماست و در میان تکالیف الهی موردی که بیش از طاقت انسان باشد وجود ندارد. مثلاً در مورد نماز در هر شبانه روز تنها هفده رکعت واجب شده و آن هم بین اوقات مختلف شبانه روز تقسیم شده تا با نشاط ادا شود و هیچگونه تکلّف و زحمتی در انجام آن نباشد و یا روزه گرفتن در هر سال فقط در ماه رمضان واجب شده و آن هم برای کسانی که برایشان ضرر دارد و یا طاقت انجام آن را ندارند، واجب نیست و همینطور در واجبات دیگر، مانند حج و جهاد که یکی از شرایط آن وجوب «استطاعت» است.
فعالیت (صفحه 128 کتاب درسی)
با مطالعه ترجمه خطبهٔ حضرت زهرا به سؤالات پاسخ دهید.
... پس خدای بزرگ ایمان را برای پاک کردن شما از شرک، نماز را برای پاک نمودن شما از تکبّر، زکات را برای تزکیه نفس و افزایش روزی، روزه را برای تثبیت اخلاص، حج را برای استحکام دین، عدالتورزی را برای التیام قلبها، اطاعت خاندان ما را [اهل بیت] برای نظم یافتن ملّتها، امامتِ ما را برای رهایی از تفرقه، جهاد را برای عزّت اسلام و صبر را برای کمک در به دست آوردن پاداش قرار داد...
الف) فلسفه نماز چیست؟
ب) فلسفه امامت چیست؟
پاسخ به برخی شبهات پیرامون عدل الهی
الف) تفاوت موجودات: چرا خداوند میان موجودات تفاوت گذاشته است؟ یکی فرشته شده و دیگری انسان و یا حیوان؟ در عالم حیوانات یکی درنده شده است و دیگری دونده؟ یکی با پنجههای قوی و دندانهای تیز برای دریدن و آن دیگری فاقد اینها و تنها پاهای ظریف و بدنی نحیف برای دویدن و فرار کردن؟
- پاسخ: این اشکال ناشی از تصور نادرست دربارهٔ نظام موجودات است. تصور نادرست این است که نظام عالم را قراردادی فرض کردهاند، یعنی همانگونه که در جامعه براساس توافق کسی را به ریاست مینشانند و چند صباحی دیگر ریاست را از او سلب میکنند، تصور شده است که میتوان این فرد را به جای انسان، فرشته آفرید و یا بالعکس…
تصور درست درباره نظام موجودات همانند نظام اعداد است. هر عددی با عدد قبل و بعدش ارتباط دارد و نمیشود جای یک عدد را تغییر داد، زیرا جایگاه و رتبهٔ آن ذاتی اوست. در نظام آفرینش نیز اعطای وجود به هر موجود، تعیین کنندهٔ تمام خصوصیات اوست. به عبارت دیگر، خصوصیات هر موجود جدای از وجود او نیست، بلکه عین وجود اوست. یعنی همانگونه که جایگاه عدد 2 این است که این عدد بین یک و سه باشد و اگر قرار باشد از این جایگاه برداشته شود و به جای دیگر برود، دیگر 2 نخواهد بود و خصوصیات عدد 2 را نخواهد داشت، در مورد سایر موجودات نیز امکان این جابهجایی نیست، زیرا خصوصیات هر موجودی جدای از وجودش نیست.
ب) تفاوتها در خلقت انسان: چرا در میان انسانها تبعیض وجود دارد؟ صرف نظر از تبعیضهای اجتماعی که عامل آن انسانها هستند، در خلقت انسانها هم تبعیض میبینیم. یکی سالم است و دیگری معلول؛ یکی بیناست و دیگری نابینا؛ یکی سیاه است و دیگری سفید؛ یکی زشت است و دیگری زیبا؟
- پاسخ: در پاسخ به این اشکال چند نکته را باید در نظر داشت:
1. در نظام عِلّی و معلولی جهان، هر پدیدهای علّتی دارد که ویژگیهای معلول، وابسته به آن است. سلامت و نقص، زشتی و زیبایی و مانند آن به عوامل متفاوتی وابستهاند که برخی از عوامل آن در اختیار انسان بوده و برخی در اختیار انسان نیست. بنابراین تفاوتها در نتیجهٔ تفاوت شرایط و قابلیتهاست و تبعیض وجود ندارد زیرا قابلیت و استعدادها یکسان نیست.
هم اندیشی (صفحه 130 کتاب درسی)
با مطالعه و بحث و گفتوگو با دوستانتان بگویید:
الف) عوامل تأثیرگذار بر سلامت و معلولیت و رنگ کودک که تا حدودی پدر و مادر در آن نقش دارند کداماند؟
ب) چه عواملی از حیطه اختیار انسان خارجاند؟
2. اموری مانند رنگ پوست و زشتی و زیبایی مربوط به جسم انسان است و جسم انسان به عوامل متفاوتی مانند آب و هوا، تغذیه و ژنتیک وابسته است. اما حقیقت انسان را روح او تشکیل میدهد و زیبایی روح انسان وابسته به جسم او نیست، بلکه وابسته به ایمان و اخلاق اوست که امور اختیاری هستند و پاداش و کیفر انسانها در جهان آخرت وابسته به امور اختیاری است. در حیات اخروی که زندگی حقیقی انسان است، ظاهر انسان هماهنگ با باطن اوست.

3. ویژگیهای جسمی، مانند سلامت و مرض و معلولیت، بینایی و نابینایی و امثال آن، از جمله موارد امتحان الهی هستند که هر کدام برای انسان وظیفهای را ایجاب میکند و هر شخص با عمل به وظیفه مشمول اجر و ثواب میشود.
4. داشتن هر نعمتی وظایفی را برای انسان موجب میشود که گاه تحمّل آن برای افراد عادی دشوار است. مثلاً داشتن زیبایی، نعمتی است که وظیفه دارندهٔ آن، دوری از گناه است؛ مانند حضرت یوسف که به علّت داشتن زیبایی برای مصون ماندن از گناه سالها زجر زندان را بر آزادی قصر ترجیح داد. وظیفهٔ دارندهٔ نعمت مال هم انفاق به فقیران است و عمل نکردن به وظیفه، کیفر اخروی و یا دنیوی و یا هر دو را در بر دارد؛ همانطور که قارون به علّت انفاق نکردن مال با اموالش در زمین فرو رفت و آنگاه مؤمنان فقیر که پیش از آن آرزوی رسیدن به مال و ثروت او را داشتند و میگفتند «کاش برای ما هم میبود مثل آنچه به قارون داده شده است.»، وقتی هلاکت قارون و ثروتهایش را مشاهده کردند چنین گفتند:
...لَوْلَا أَنْ مَنَّ اللَّهُ عَلَیْنَا لَخَسَفَ بِنَا... (سوره قصص آیه 82)
اگر خدا بر ما منّت ننهاده بود، ما را نیز به قعر زمین فرو برده بود.
ج) رنج بی گناهان: در میان انسانها، بیماران، دردمندان و رنج دیدگانی را میبینیم که رنج آنها ناشی از گناهشان نیست. مثلاً انسانهای پاکی که گرفتار انواع بلا هستند. این رنجها، بلاها و دردها با عدل الهی چگونه سازگار است؟
- پاسخ: در بینش اسلامی هیچ درد و رنجی بیحکمت و بیفایده نیست. درد و رنجی که گناهکاران میکشند، موجب تخفیف و یا پاک شدن گناهانشان میشود و برای بیگناهان عوضهایی را در دنیا و آخرت به همراه دارد که موجب جبران ضرر ناشی از دردها و بیماریها میشود و بسیار بیشتر از درد و رنجی است که آنها تحمّل کردهاند.
در قرآن کریم درباره حضرت ایّوب(ع) آمده است که آن حضرت پس از تحمّل دردها و رنجها، خداوند دعایش را مستجاب کرد و خانواده و فرزندان و مال او را بهتر از قبل به او برگرداند. امّا اگر به علت مصلحتی در این جهان به او داده نمیشد، در آخرت جبران میشود.
اندیشه در آیات (صفحه 132 کتاب درسی)
1) آیا با توجه به آیه 28 سوره اعراف میتوانید بر حسن و قبح عقلی استدلال کنید.
2) چگونه با آیه 90 سوره نحل عدالت خداوند را اثبات میکنید؟
3) با توجه به پاداش و کیفر قیامت (تجسّم اعمال) کدام شبهه از عدل الهی پاسخ داده میشود؟ توضیح دهید.